X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390

نص بر امامت در نهج البلاغه‏

نص بر امامت در نهج البلاغه‏

سؤال: آیا در نهج البلاغه نشانى از وجود نص بر امامت على و فرزندان او هست؟

جواب:

اوّلًا: باید توجه نمود که شریف رضى گردآورنده سخنان و نامه هاى امام، همه سخنان ایشان را در موارد گوناگون، جمع نکرده و بیشترین توجه او، سخنان فصیح و بلیغ آن حضرت بوده است، لذا مجموعه سخنان امام را «نهج البلاغه» نامیده است. بنابراین اگر در این کتاب نشانى از وجود نص بر امامت امام و فرزندان او نباشد، دلیل بر نبود نص و دلیل از رسول خدا (ص) نیست.

ثانیاً: در نهج البلاغه کراراً مسأله وصایت و امامت حضرت و اهل بیت او مطرح شده و ما از میان سخنان فراوان آن حضرت به اندکى بسنده مى کنیم.

منزلت اهل بیت (علیهم السَّلام):

امام (ع) در خطبه دوم نهج البلاغه، منزلت اهل بیت (علیهم السَّلام) را چنین معرفى مى کند:

«مَوضِعُ سِرِّهِ وَلجأُ أَمْرِهِ وَعَیْبَةُ عِلْمِهِ وَموئِلُ حُکْمِهِ، وَکهُوفُ کُتُبهِ، وَجِبالُ دینِهِ؛ بِهِمْ اقامَ انْحِناءَ ظَهْرِهِ وَأَذْهَبَ ارتعادَ فَرائِضِهِ... لا یُقاسُ‏ بِآل مُحَمَّد (ص) مِنْ هذِهِ الأُمّة أَحد، ولا یُسوّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتهُمْ عَلَیْهِ أَبداً، هُمْ أَساسُ الدِّین وَعِمادُ الیَقینِ، إِلَیْهِمْ یَفى‏ءُ الغالى وَبِهِمْ یلحَقُ التالى وَلَهُمْ خَصائصُ حَقِ الوِلایَة وَفِیِهمُ الوَصیّةُ وَالوراثَةُ، الآنَ إِذْ رَجَعَ الحَقّ إِلى أَهْلِهِ وَنقل إِلى مُنتقَله».[1]

«جایگاه راز خدا، پناهگاه دین او، صندوق علم او، مرجع حکم او، گنجیینه هاى کتاب هاى او، و کوه هاى دین او مى باشند. به وسیله آنها پشت دین را راست کرد و تزلزلش را مرتفع ساخت... احدى از امت با آل محمد قابل قیاس نیست. کسانى را که از نعمت آنها متنعمند با خود آنها نتوان هم ترازو کرد، آنان رکن دین و پایه یقینند، تند روان باید به آنان (که میانه روند) برگردند و کند روان باید سعى کنند به آنان برسند، شرایط ولایت امور مسلمین در آنها جمع است و وصیت پیامبر درباره آنها است و آنان کمالات نبوى را به ارث برده اند، این هنگام است زمانى که حق به اهلش بازگشته به جاى اصلى خود منتقل گشته است».

چه نصى روشن تر از این که مى فرماید: «و فیهم الوصیة والوراثة».«وصیت رسول خدا و وراثت او در میان آنها است».

و نیز مى فرماید: «أیْنَ الّذینَ زَعَمُوا انّهُمُ الرّاسِخُونَ فِى العِلْمِ دُوننا، کذباً وَبَغْیاً عَلَیْنا ان رَفَعَنا اللّه وَوَضَعَهُمْ، وَأعْطانا وَحَرَّمهُمْ، وادخلنا وأخرجهُم، بِنا یُستَعطى ویُسْتَجلى العَمى، إِنَّ الأئِمَّة مِنْ قُریش غَرَسُوا فى هذا الْبَطْنِ مِنْ هاشِم لا تصلح عَلى سِواهُمْ وَلا تصلح الوُلاةَ من‏ غَیْرِهِمْ».[2]

«کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد».

سخنان حضرت درباره حقانیت خود:

سخنان حضرت درباره حقانیت خود بیش از آن است که در این جا به آن اشاره شود، کافى است به یاد آوریم که آن حضرت در اوائل خلافت ظاهرى خود در خطبه اى چنین فرمود:

«فَوَ اللّهِ ما زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقّى مُسْتَأْثَراً عَلىَّ مُنْذُ قَبَضَ اللّهُ نَبِیَّهُ (ص) حَتّى یَومِ النّاسِ هذا».[3]

«به خدا سوگند از روزى که خدا جان پیامبر خویش را تحویل گرفت تا امروز همواره حق مسلم من از من سلب شده است».[4]

منابع

[1] - نهج البلاغه، خطبه 2.

[2] - نهج البلاغه، خطبه 107.

[3] - نهج البلاغه، خطبه 6.

[4] - راهنماى حقیقت، شیخ جعفر سبحانی، ص:338- 340.

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا آیه ی اکمال در روز عرفه نازل شده است؟

 

« الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا » (المائده:3)

 

اهل سنت معتقدند که آیه ی فوق که به آیه ی اکمال معروف است ، در روز عرفه نازل شده ؛ اما شیعیان معتقدند که این آیه در روز غدیر خم نازل شده است . در این مقاله به یک تناقض در گفتار علمای اهل سنت خواهیم پرداخت ، و نشان خواهیم داد که آن ها به طور غیر مستقیم نزول آیه در روز غدیر را اثبات نموده اند .

 

اهل سنت مدعی هستند آیه ی اکمال در روز عرفه یعنی روز نهم ذی الحجه سال دهم هجری نازل شده است. آن ها برای این ادعای خود ، سخنانی از برخی صحابه ی نامدار همچون عمر بن خطاب نقل کرده اند. اما شیعه بنا بر نقل هائی که هم شیعه آن را آورده و هم اهل سنت ، معتقد است که این آیه در روز غدیر خم یعنی روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری و پس از معرفی حضرت علی (علیه السلام) و سایر فرزندان او به عنوان جانشینان حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) نازل شده است. سیوطی مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر خویش دو حدیث از ابوسعید خدری و ابوهریره در این باره نقل کرده است :

 

" أخرج ابن مردویه وابن عساکر بسند ضعیف عن أبی سعید الخدری قال : لما نصب رسول الله صلى الله علیه و سلم علیا یوم غدیر خم فنادى له بالولایة هبط جبریل علیه بهذه الآیة " الیوم أکملت لکم دینکم " .

 وأخرج ابن مردویه والخطیب وابن عساکر بسند ضعیف عن أبی هریرة قال : لما کان یوم غدیر خم وهو یوم ثمانی عشر من ذی الحجة قال النبی صلى الله علیه و سلم : من کنت مولاه فعلی مولاه . فانزل الله الیوم أکملت لکم دینکم ."

( الدر المنثور - السیوطی - ج 2 - ص 259 )

( ابن مردویه و ابن عساکر از ابوسعید خدری نقل کرده اند که گفت : هنگامی که رسول خدا ( صلى الله علیه و آله و سلم )  علی را در روز غدیر خم [به امامت] نصب کرد ، و برای ولایت او بین مردم ندا در داد ، جبرئیل با این آیه فرود آمد : « امروز دین تان را کامل کردم ».

و همچنین ابن مردویه و خطیب و ابن عساکر از ابوهریره نقل کرده اند که گفت : وقتی روز غدیر خم که همان هجدهم ماه ذی الحجه باشد فرا رسید ، رسول خدا ( صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود : "هرکس من مولای او بودم ، علی مولای اوست ." پس خداوند این آیه را نازل کرد که : « امروز دین تان را کامل کردم ». )

 

البته چنان که مشاهده می شود وی سند هر دو حدیث را تضعیف نموده ، زیرا این مطلب با اعتقادات اهل سنت سازگار نیست !

 

در ادامه براى اثبات بطلان احادیثی که مبیّن نزول آیه اکمال در روز عرفه هستند ، به تفاسیر و تواریخ اهل سنت مراجعه می کنیم تا تناقض را ببینیم.

اهل سیر و آثار از اهل تسنن اتفاق دارند بر آنکه پیامبر اکرم  ( صلى الله علیه و آله و سلم )  بعد از نزول آیه اکمال دین، هشتاد و یک روز، و یا هشتاد و دو روز عمر کرده و به دار بقا رحلت فرمودند .

فخر رازی در تفسیر خود می گوید:

المسألة الرابعة : قال أصحاب الآثار : إنه لما نزلت هذه الآیة على النبی صلى الله علیه وسلم لم یعمر بعد نزولها إلا أحداً وثمانین یوماً ، أو اثنین وثمانین یوماً ، ولم یحصل فی الشریعة بعدها زیادة ولا نسخ ولا تبدیل ألبتة ، وکان ذلک جاریاً مجرى أخبار النبی صلى الله علیه وسلم عن قرب وفاته ، وذلک إخبار عن الغیب فیکون معجزاً   "

( تفسیر الرازی - الرازی - ج 11 - ص 139 )

(اصحاب آثار گفته اند که : چون این آیه بر پیغمبر اکرم صلّی الله علیه (وآله) وسلّم نازل شد پس از نزول آن بیش از هشتاد و یک و یا هشتاد و دو روز عمر نکردند و بعد از این آیه در شریعت اسلام، زیاده و تبدیل و نسخی واقع نشد. و این آیه جاری مجرای اخبار رسول خدا از نزدیکی وفاتش بود. واین اخبار از غیب است، و معجزه میباشد ) 

 

تقریبا همه ی مفسرین بزرگ اهل سنت به تبعیت از تاریخ نویسان ، با هم مشترک اند . نام برخی از آن ها از این قرار است:

تفسیر أبی السعود - أبی السعود - ج 3 - ص 7

تفسیر الثعلبی - الثعلبی - ج 2 - ص 290

تفسیر البغوی - البغوی - ج 1 - ص 504

زاد المسیر - ابن الجوزی - ج 1 - ص 289 و  ج 2 - ص 239

تفسیر ابن کثیر - ابن کثیر - ج 2 - ص 14

الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 2 - ص 257

فتح القدیر - الشوکانی - ج 2 - ص 12

تفسیر الآلوسی - الآلوسی - ج 6 - ص 60

 

همچنین مورخین و سیره نویسان مى‏گویند: رحلت آن حضرت در روز دوازدهم ماه ربیع الاول واقع شد. مثلا ابن کثیر دمشقی در ذکر متوفّیات سال یازدهم از هجرت گفته است:

توفی فیها رسول الله صلى الله علیه وسلم محمد بن عبد الله سید ولد آدم فی الدنیا والآخرة ، وذلک فی ربیعها الأول یوم الاثنین ثانی عشره على المشهور . "

( البدایة والنهایة - ابن کثیر - ج 6 - ص 365  )

(در این سنه وفات یافت رسول خدا صلّی الله علیه (وآله) وسلّم مُحَمَدُ بنُ عَبْدِ اللهِ سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ فِی الدُّنیا وَ الآخِرَةِ و بنا به مشهور این وفات در دوازدهم ماه ربیع الاوّل واقع شد. )

 

از سایر منابع تاریخی اهل سنت که به در این مورد اشاره کرده اند، می توان موارد زیر را نام برد:

السیرة الحلبیة - الحلبی - ج 3 - ص 473

السیرة النبویة - ابن کثیر - ج 4 - ص 509

 

حال اگر فرض شود که آیه در روز عرفه یعنی روز نهم ذی الحجه نازل شده است، فاصله بین نزول آیه و ارتحال حضرت ، 90 یا 91 روز خواهد شد. علت این اختلاف هم آن است که امکان دارد یکی از سه ماه فیمابین ، سی روزه باشد . ولی این فاصله خلاف تصریح علمای اهل سنت بوده و کسی هم آن را ذکر نکرده است.

پس اینجا یک تناقض میان اقوال اهل سنت وجود دارد . یعنی امکان ندارد که هم نزول آیه در روز عرفه رخ داده باشد ، و هم فاصله آن تا رحلت حضرت نبی اکرم 81 روز باشد . لذا چون این دو قول نمی توانند همزمان درست بوده و متناقض با یکدیگر می باشند ، هر دو از درجه ی اعتبار ساقط می شوند .

اما چنانچه فاصله ی میان روز غدیر خم یعنی 18 ذی الحجه تا 12 ربیع الاول را حساب کنیم ، 81 یا 82 روز خواهد بود . به این ترتیب با این قرینه قول فاصله ی نزول تا رحلت اعتبار مجدد یافته ، و نزول آیه در 18 ذی الحجه ثابت می شود .

 

پس ما نشان دادیم که بر اساس نقل های اهل سنت ، قول فاصله ی 81 یا 82 روزی از نزول آیه ی اکمال تا تاریخ رحلت نبی مکرم اسلام یعنی 12 ربیع الاول ، تنها با نزول آن در روز غدیر خم یعنی 18 ذی الحجه سازگار است و نه نزول در روز عرفه یعنی روز نهم .

 

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390

علی بن ابیطالب صاحب اختیار عمر بن خطاب

علی بن ابیطالب صاحب اختیار عمر بن خطاب

مقدمه:

یکی از مسائلی که در بین برادران شیعه و سنی زیاد مورد بحث می باشد. قضیه غدیر می باشد. که به لطف خداوند در مقاله (آسمانی ترین عهد) در مورد آن به طور کامل بحث کرده ایم. اما یه نکته که شاید برای تمامی دوستان جالب باشد.

خلیفه ثانی. ای علی همانا تو مولای من هستی

((شواهد التنزیل – الحاکم الحسکانی – ج 1 – ص 203

 فقال عمر بن الخطاب : بخ بخ لک یا ابن أبی طالب أصبحت مولای ومولا کل مؤمن ! ! وأنزل الله : ( الیوم أکملت لکم دینکم )

یا علی تبریک به تو می گویم. همانا تو شدی مولای من و مولای تمام مومنین و خداوند نازل کرد در این هنگام ( الیوم اکملت لکم دینکم)

شواهد التنزیل – الحاکم الحسکانی – ج 1 – ص 200

 فقال له عمر بن الخطاب : بخ بخ لک یا ابن أبی طالب .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ بغداد – الخطیب البغدادی – ج 8 – ص 284

فقال عمر بن الخطاب : بخ بخ لک یا بن أبی طالب أصبحت مولای ومولى کل مسلم ، فأنزل الله : ( الیوم أکملت لکم دینکم ) [ المائدة 3

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج 42 – ص 233

فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لک یا ابن أبی طالب أصبحت مولای ومولى کل مسلم فأنزل الله عز وجل " الیوم أکملت لکم دینکم

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

البدایة والنهایة – ابن کثیر – ج 7 – ص 386

 فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لک یا ابن أبی طالب أصبحت مولای ومولى کل مسلم فأنزل الله عز وجل * ( الیوم أکملت لکم دینکم )

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

شواهد التنزیل|الحاکم الحسکانی|1|ق 5|مصادر تفسیر سنى|الشیخ محمد باقر المحمودی|الأولى|1411 – 1990 م||مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والإرشاد الإسلامی- مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة||

تاریخ بغداد|الخطیب البغدادی|8|463|مهمترین مصادر رجال سنى|دراسة وتحقیق : مصطفى عبد القادر عطا|الأولى|1417 – 1997 م||دار الکتب العلمیة – بیروت – لبنان||

تاریخ مدینة دمشق|ابن عساکر|42|571|مهمترین مصادر رجال سنى|علی شیری||1415|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع – بیروت – لبنان|دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع – بیروت – لبنان||

البدایة والنهایة|ابن کثیر|7|774|مصادر تاریخ|تحقیق وتدقیق وتعلیق : علی شیری|الأولى|1408 – 1988 م||دار إحیاء التراث العربی – بیروت – لبنان||

حال چند سوال از برادران اهل سنت:

اگر اینگونه که دوستان اهل سنت می فرمایند باشد یعنی اینکه ( پیامبر مردم را نگه داشت تا بگوید من علی را دوست دارم) آیا دین اسلام تنها به این مقوله مانده بود که مردم بفهمند پیامبر خدا علی بن ابیطالب را دوست دارد؟

مگر قبلا نمیدانسته اند؟

واقعه عشره الاقربین

عقد اخوت علی بن ابیطالب و پیامبر

واقعه خندق

واقعه خیبر

واقعه احد

ازدواج علی با فاطمه بنت محمد

لیله المبیت

آیه نجوا

آیه تطهیر

آیه ولایت

واقعه مباهله

و…..

این اصحاب عزیز. این واقعه ها را ندیده بودند و نمیدانسته اند چقدر پیامبر علی را دوست دارد؟

که حتما باید خداوند بفرماید و بعدش هم آیه نازل کند که امروز دینت کامل شد؟

بر فرض اینکه به معنای دوستی باشد. آیا جناب عمر بن خطاب احترام مولای خویش را نگه داشت؟

عمر بن خطاب به خانه علی بن ابیطالب حمله کرد + همسرش را مضروب ساخت + فرزندش را سقط کرد + حقش را غصب کرد و….. ( این مطالب در پستهای قبلی سایت و وبلاگ به طور کامل از کتب اهل سنت ثابت شده است)

تا جایی که جناب عمر بن خطاب نظریه علی بن ابیطالب را در مورد خوش چنین می گوید:

ای علی تو مرا. دروغگو- حیله گر- غاصب و خائن می پنداری.

صحیح مسلم ج5 ص152- دارالفکر

حال شما بگویید. کدام را بپذیریم؟

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

مساله غدیر در نزد اهل سنت از متواترات است و بسیاری از علمای اهل سنت به این تواتر اعتراف کرده و در مورد آن رساله ها نوشته اند .

***میرزا محمد بدخشی در " نزل الابرار " ص 54 چنین می گوید :

" حدیث صحیح مشهور ولم یتکلّم فی صحّته إلا متعصّب جاحد لا اعتبار بقوله "

( حدیث غدیر ، حدیث مشهوری است که در صحت آن هیچکس اشکال نمی کند مگر متعصب مخالف حق که به کلام وی اعتباری نیست )


*** غزالی در " احیاء علوم الدین " ص 18 چنین می گوید :

" واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » "

( از خطبه هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) خطبه آن حضرت به اتفاق همه مسلمانان در روز عید غدیر خم است که در آن فرمود: هر کس من مولا و سرپرست او هستم، علی مولا و سرپرست او است )


سر العالمین وکشف ما فی الدارین ، اسم المؤلف: أبو حامد محمد بن محمد الغزالی الوفاة: 505هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1424هـ 2003م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : محمد حسن محمد حسن إسماعیل وأحمد فرید المزیدی


*** ذهبی در " تذکره الحفاظ " ج 3 ص 1043 چنین می گوید :

" واما حدیث من کنت مولاه فله طرق جیدة وقد أفردت ذلک أیضا "

( و اما حدیث من کنت مولاه ، پس برای آن طرق روایی خوبی وجود دارد که در مورد آن نیز رساله ای نگاشته ام )


تذکرة الحفاظ ، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدین محمد الذهبی الوفاة: 748 ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - بیروت ، الطبعة : الأولى


*** ذهبی در " تاریخ الاسلام " ج 14 ص 338 در رد تشیّع شافعی چنین می گوید :

" قال أحمد بن عبد الله العجلی فی الشافعی : کان یتشیع ، وهو ثقة .

قلت : ومعنى هذا التشیع حب علی وبغض النواصب ، وأن یتخذه مولى ، عملاً بما تواتر عن نبینا (ص) : من کنت مولاه فعلی مولاه . "

( عجلی در مورد شافعی می گوید : ثقه است ولی به تشیع تمایل داشته.

می گویم : معنای این تشیع یعنی داشتن حب علی و بغض نواصب . و اگر شافعی ، علی علیه السلام را بعنوان مولا قبول داشته عملا بر اساس روایت متواتری است که از پیامبر ما رسیده است : من کنت مولاه فعلی مولاه )


تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام ، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی الوفاة: 748هـ ، دار النشر : دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : د. عمر عبد السلام تدمرى

 

*** ابن حجر عسقلانی در " فتح الباری ج 7 ص 74 چنین می گوید :

" واما حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه فقد أخرجه الترمذی والنسائی وهو کثیر الطرق جدا وقد استوعبها بن عقدة فی کتاب مفرد وکثیر من اسانیدها صحاح وحسان "

( و اما حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه ، ترمذی و نسایی این روایت را بیان کرده و طرق این روایت واقعا زیاد است و ابن عقده آنها را در کتابی جداگانه جمع آوری کرده است که بسیاری از اسناد آنها صحیح و حسن می باشد )


فتح الباری شرح صحیح البخاری ، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی الوفاة: 852 ، دار النشر : دار المعرفة - بیروت ، تحقیق : محب الدین الخطیب


*** ملا علی قاری در " مرقاة المفاتیح " ج 11 ص 248 چنین می گوید :

" والحاصل أن هذا حدیث صحیح لا مریة فیه ، بل بعض الحفاظ عده متواترا "

( نتیجه چنین است که این حدیث ( حدیث غدیر ) صحیح است و در آن شکی نیست . بلکه برخی از حفاظ حدیث نیز این روایت را در زمره روایات متواتر قرار داده اند )


مرقاة المفاتیح شرح مشکاة المصابیح ، اسم المؤلف: علی بن سلطان محمد القاری الوفاة: 1014هـ ، دار النشر : دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : جمال عیتانی


*** ضیاء الدین مقبلی در " الابحاث المسدده فی الفنون المتعدده " این روایت را احادیث متواتری که سبب افاده علم می گردد ، قرار داده است .


وی در تعلیق " هدایه العقول الی غایه السئول " ج 2 ص 30 چنین می گوید :

" فان لم یکن هذا معلوما فما فی الدین معلوم "

( اگر صحت این روایت معلوم نباشد پس در دین صحت هیچ چیز معلوم نیست )


*** ابن عبدالبر در " الاستیعاب " ج 3 ص 1099 بعد از نقل حدیث غدیر و حدیث رایت چنین می گوید :

" و هذه کلها آثار ثابته "

( تمامی این روایات ثابت شده می باشند )


الاستیعاب فی معرفة الأصحاب ، اسم المؤلف: یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463 ، دار النشر : دار الجیل - بیروت - 1412 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : علی محمد البجاوی


*** محمد بن جعفر کتانی در " نظم المتناثر من الحدیث المتواتر " حدیث غدیر را در کتاب خود که مخصوص احادیث متواتر می باشد ، آورده است . ( ص 194 - 195 )


نظم المتناثر من الحدیث المتواتر ، اسم المؤلف: محمد بن جعفر الکتانی أبو عبد الله الوفاة: 1345 هـ ، دار النشر : دار الکتب السلفیة - مصر ، تحقیق : شرف حجازی


کتانی در کتاب دیگرش به نام " الرساله المستطرفه " ص 112 چنین می گوید :

" وطرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه لأبی العباس أحمد بن محمد بن سعید الکوفی مولى بنی هاشم المعروف بابن عقدة الحافظ الجامع المصنف المتوفى سنة اثنین وثلاثین وثلاثمائة وکذا جمع طرقه الذهبی "

( و طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه را ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید الکوفی مولی بنی هاشم معروف به ابن عقده ، حافظ و جامع و مصنف متوفی سال 332 ه.ق را جمع کرده است . همچنان که ذهبی طرق این روایت را جمع آوری کرده است . )


الرسالة المستطرفة لبیان مشهور کتب السنة المصنفة ، اسم المؤلف: محمد بن جعفر الکتانی الوفاة: 1345 ، دار النشر : دار البشائر الإسلامیة - بیروت - 1406 - 1986 ، الطبعة : الرابعة ، تحقیق : محمد المنتصر محمد الزمزمی الکتانی


*** آلوسی در " روح المعانی " ج 6 ص 195 چنین می گوید :

" وعن الذهبى أن من کنت مولاه فعلى مولاه متواتر یتقین أن رسول الله ( صلى الله علیه و سلم ) قاله "

( ذهبی گفته است : روایت من کنت مولاه فعلی مولاه آنچنان متواتر است که یقین پیدا می شود رسول الله صلی الله علیه - و آله - وسلم آن را فرموده است )


روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی الوفاة: 1270هـ ، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت


وی در مورد این روایت ، سخنان دیگری نیز دارد .

" نعم ثبت عندنا أنه صلى الله علیه وسلم قال فی حق الأمیر کرم الله تعالى وجهه هناک : من کنت مولاه فعلى مولاه وأنت تعلم أن ذلک القول منه علیه الصلاة والسلام فی أمیر المؤمنین کرم الله تعالى وجهه کان فی غدیر خم "

( آری ! در نزد ما - اهل سنت - ثابت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه - و آله - وسلم در حق علی - علیه السلام - فرموده است : من کنت مولاه فعلی مولاه. و می دانی که این قول رسول الله صلی الله علیه - و آله - وسلم در حق امیرالمومنین - علیه السلام - در غدیر خم بوده است )


*** محمد بن اسماعیل امیر صنعانی در " اجابه السائل شرح بغیه الامل " ص 98 در توضیح خبر متواتر چنین می گوید :

" ومن ذلک حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه فإن له مائة وخمسین طریقا قال العلامة المقبلی بعد سرد بعض طرق هذا الحدیث ما لفظه فإن لم یکن هذا معلوما فما فی الدنیا معلوم وجعل هذا الحدیث فی الفصول من المتواتر لفظا "

( و از این گروه ( اخبار متواتر ) حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه می باشد که برای آن 150 طریق روایی وجود دارد . علامه مقبلی بعد از بیان برخی از طرق این روایت چنین می گوید : اگر صحت این روایت معلوم نباشد پس در دنیا هیچ چیز معلوم نیست و این روایت را در کتاب الفصول ، جزء روایات متواتر لفظی قرار می دهد )


أصول الفقه المسمى إجابة السائل شرح بغیة الآمل ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل الأمیر الصنعانی الوفاة: 1182 ، دار النشر : مؤسسةالرسالة - بیروت - 1986 ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : القاضی حسین بن أحمدالسیاغی و الدکتور حسن محمد مقبولی الأهدل


امیر صنعانی در " توضیح الافکار " ج 1 ص 243 چنین می گوید:

" و قد عده ائمه من المتواتر "

( علمای دین ، این روایت را از متواترات قرار داده اند )

 

توضیح الأفکار لمعانی تنقیح الأنظار ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل الأمیر الحسنی الصنعانی الوفاة: 1182هـ ، دار النشر : المکتبة السلفیة - المدینة المنورة ، تحقیق : محمد محی الدین عبد الحمید


*** ابن حجر مکی در " الصواعق المحرقه " ج 1 ص 106 و 107 چنین می گوید :

" أنه حدیث صحیح لا مریة فیه وقد أخرجه جماعة کالترمذی والنسائی وأحمد و طرقه کثیرة جدا ... و لا التفات لمن قدح فی صحته "

( حدیث غدیر ، حدیث صحیحی می باشد که در آن شکی نیست و گروهی از علما همانند ترمذی و نسایی و احمد بن حنبل آن را روایت کرده و طرق روایی آن واقعا زیاد است .... و به نظر کسانی که در صحت این روایت اشکال می کنند اصلا التفاتی نیست )


الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی الوفاة: 973هـ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط


*** عجلونی در " کشف الخفاء " ج 2 ص 361 چنین می گوید :

" فالحدیث متواتر او مشهور "

( حدیث غدیر از روایات متواتر یا مشهور می باشد )


کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنة الناس ، اسم المؤلف: إسماعیل بن محمد العجلونی الجراحی الوفاة: 1162 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1405 ، الطبعة : الرابعة ، تحقیق : أحمد القلاش


*** ابن حمزه حرانی حسینی در " البیان و التعریف " ج 2 ص 230 چنین می گوید :

" أخرجه الإمام أحمد ومسلم عن البراء بن عازب رضی الله عنه وأخرجه أحمد أیضا عن بریدة بن الحصیب رضی الله عنه وأخرجه الترمذی والنسائی والضیاء المقدسی عن زید بن رقم رضی الله عنه قال الهیثمی رجال أحمد ثقات وقال فی موضع آخر رجاله رجال الصحیح وقال السیوطی حدیث متواتر "

( حدیث غدیر را امام احمد و مسلم از براء بن عازب و همچنین احمد از برید بن خصیب و ترمذی و نسایی و ضیاء الذین مقدسی از زید بن ارقم روایت کرده اند . هیثمی در مورد این روایت می گوید : رجال روایت احمد همگی ثقه می باشند و در جای دیگر می گوید : رجال او از رجال صحیح می باشد و سیوطی می گوید : این حدیث متواتر است )

البیان والتعریف فی أسباب ورود الحدیث الشریف ، اسم المؤلف: إبراهیم بن محمد الحسینی الوفاة: 1120 ، دار النشر : دار الکتاب العربی - بیروت - 1401 ، تحقیق : سیف الدین الکاتب


اینها گوشه ای است اندک از منابع اهل سنت در تصحیح حدیث غدیر بلکه در اثبات تواتر آن ...

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390

حدیث غدیر

حدیث الغدیر :ومن الأدلة التی إستدلوا بها کذلک ما یسمى بحدیث الغدیر ..أی غدیر ؟ غدیر خم وهو غدیر قریب من الجحفة بین مکة والمدینة , وکان هذا فی حجة الوداع فی رجوع النبی صلى الله علیه وسلم من الحج قبیل وفاته بثلاثة أشهر تقریباً .هذه الحادثة أخرجها الإمام مسلم فی صحیحه من حدیث زید بن أرقم قال : [ قام رسول الله فینا خطیباً بماء یُدعى خما بین مکة والمدینة فحمد الله وأثنى علیه وأثنى علیه ووعظ وذَکّر ثم قال : ( أما بعد ألا یا أیها الناس إنما أنا بشر یوشک أن یأتی رسول ربی فأجیب وأنا تارک فیکم ثقلین أولهما کتاب الله فیه الهدى والنور فخذوا بکتاب الله وأستمسکوا به ) قال : فحث على کتاب الله ورغّب فیه ثم قال : ( وأهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی ,أذکرکم الله فی أهل بیتی , أذکرکم الله فی أهل بیتی ) قال حصین الراوی عن زید ومن أهل بیته یا زید ألیس نساءه من أهل بیته قال : نعم ولکن أهل بیته من حُرم الصدقة بعده . قال : ومن هم ؟ قال : هم آل علی وآل عقیل وآل جعفر وآل العباس . قال : کل هؤلاء حُرم الصدقة ؟ , قال : نعم . ] أخرجه الإمام مسلم فی صحیحه 65.
هذا الحدیث یستدلون به على خلافة علی بعد النبی صلى الله علیه وآله وسلم مباشرة بدلالة ( من کنت مولاه فعلی مولاه ) قالوا المولى هو الحاکم والخلیفة إذاٍ علی هو الخلیفة بعد رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم مباشرة .
-
وجوابها:
1-
لو کان النبی صلى الله علیه وسلم یرید خلافة علی کان یقول هذا فی یوم عرفه عند اجتماع الحجاج .
2-
هم یقولون النبی کان خائفاً !! أن یبلغ هذه الخلافة !!النبی صلى الله علیه وسلم یخاف ممن من الصحابة !! الذین ترکوا أموالهم وأولادهم ودیارهم وهاجروا فی سبیل الله!!. 3-لماذا قال النبی صلى الله علیه وآله وسلم هذا الکلام لأهل المدینة خاصة ومن جاورها ولم یقل هذا الکلام لأهل الحج کلهم من أهل المدینة وغیرهم خاصة إذا علمنا أن غدیر خم یبعد عن مکة قریباً من 250 کیلو متر .
4-
لو کان النبی صلى الله علیه وآله وسلم یرید الخلیفة کان یأتی بکلمة صریحة واضحة ما یأتی بکلمة تحتمل أکثر من عشرة معانی .
5-
أما کلمة مولى أنها حاکم هذا لیس بسلیم قال الله تبارک وتعالى { فَالْیَوْمَ لَا یُؤْخَذُ مِنکُمْ فِدْیَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مَأْوَاکُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلَاکُمْ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ } سماها مولى وذلک لشدة الملاصقة وشدة اللُحمة والقرب.
6-
إن الموالاة وصف ثابت لعلی رضی الله عنه قال الله تبارک وتعالى : { إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ } فکل المؤمنین بعضهم أولیاء بعض کما قال الله تبارک وتعالى .
7-
یقول عالمهم النوری الطبرسی : ( لم یصرح النبی لعلی بالخلافة بعده بلا فصل فی یوم غدیر خم وأشار إلیها بکلام مجمل مشترک بین معانٍ یُحتاج إلى تعیین ما هو المقصود منها إلى قرائن ) فصل الخطاب ص 205 و 206 إذا کان الأمر کذلک فکیف بعد ذلک یُقال أن هذا الحدیث نص على خلافة علی بعد النبی صلى الله علیه وآله وسلم .

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390

کمپین رهروان غدیر

تغییر شان نزول یک آیه به فاصله دو چاپ؟!

در «تاریخ یعقوبی» چاپ نجف اشرف سنه 1358ﻫ آمده ‌است:

 «گفته‌شده که آخرین آیه‌ای که بر رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم نازل‌شد، این بود:

 ﴿ الیوم أکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی، ورضیت لکم الإسلام دیناً ﴾ و آن روایت، روایتی صحیح، ثابت و صریح است و نزول آن در روز نص بر امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب صلوات‌الله‌علیه در غدیر خم بود.»(1)

امّا متن کتاب در چاپ «دارصادر» در بیروت سنة 1379ﻫ این‌گونه تحریف‌شده‌است:

 «... نزول آن در روز نفر بر امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب بعد از ترّحم بود ».(2)

به نظر شما چرا شأن نزول یک آیه در چاپی دیگر تغییرمی‌کند؟

پی نوشت:

(١)-تاریخ الیعقوبی - الیعقوبی - ج2 – ص37 – ط النجف الأشرف – سنة 1358:

".. وقد قیل: إن آخر ما نزل علیه: ﴿ الیوم أکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی، ورضیت لکم الإسلام دیناً ﴾ وهی الروایة الصحیحة الثابتة الصریحة، وکان نزولها یوم النص على أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب صلوات الله علیه بغدیر خم..".

(٢)-تاریخ الیعقوبی - الیعقوبی - ج 2 - ص 43- ما نزل من القرآن بالمدینه- ط دار صادر فی بیروت سنة 1379ﻫ 1960م- موسسه و نشر فرهنگ اهل بیت – قم

قیل : إن آخر ما نزل علیه " الیوم أکملت لکم دینکم وأتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا " . وهی الروایة الصحیحة الثابتة الصریحة . وکان نزولها یوم النفر على أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ، صلوات الله علیه ، بعد ترحم

کمپین رهروان غدیر

یکشنبه 22 آبان‌ماه سال 1390

برداشتى غلط از کلام سیّد مرتضى درباره حدیث غدیر

برداشتى غلط از کلام سیّد مرتضى درباره حدیث غدیر

سؤال: آیا این ادّعا که سید مرتضى حدیث غدیر را نصّ خفى بر خلافت امیرالمؤمنین(علیه السلام) دانسته صحیح است؟

جواب: عده اى بیان کرده اند که اگر حدیث غدیر واضح ترین و قوى ترین نصّ بر امامت حضرت على(علیه السلام)است، چرا قدماى شیعه; همچون سید مرتضى آن را نصّ خفى براى خلافت دانسته است؟ زیرا او مى گوید: «ما ادعا نمى کنیم که نصّ در خلافت امیرالمؤمنین به علم ضرورى ثابت است، بلکه از راه استدلال ثابت مى شود و کسى از اصحاب خود را نمى شناسیم که چنین ادّعایى داشته باشد».(1)

در پاسخ باید گفت:

اولا: ادّعاى این که سید مرتضى حدیث غدیر را نصّ خفى دانسته ادّعایى باطل است و هرگز با مراجعه به کتاب «الشافى» چنین مطلبى استفاده نمى شود. سیدمرتضى(رحمه الله) نصوصى که دلالت بر امامت حضرت على(علیه السلام) دارد را بر دو قسم کرده است:

1 ـ نصوصى که شنوندگان، آن را از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شنیده و مقصود آن را به وضوح و ضرورت فهمیده اند; اگر چه در زمان ما این مطلب از راه استدلال اثبات مى شود; ظاهر و لفظ این کونه نصوص صراحت در امامت و خلافت داشته و معروف به نصّ جلىّ است; مثل قول پیامبر(صلى الله علیه وآله) که فرمود: «سلّموا على علىّ بامرة المومنین»;(2) «بر على به عنوان امیرالمؤمنین سلام دهید.» یا آن که مى فرماید: «هذا خلیفتى فیکم من بعدى فاسمعوا له و اطیعوا»;(3) «این ـ على(علیه السلام) ـ خلیفه من، در میان شما بعد از من است، پس به دستوراتش گوش فراداده و او را اطاعت کنید.»

2 ـ قسم دیگر که ما قطع نداریم شنوندگان، این مطلب را از پیامبر(صلى الله علیه وآله) به وضوح و ضرورت فهمیده باشند و امتناعى ندارد که آنان از راه استدلال، دلالت الفاظ بر امامت را دریافته باشند و در زمان ما نیز علم به مقصود آن تنها از راه استدلال فهمیده مى شود; مثل قول پیامبر(صلى الله علیه وآله) در خطاب به حضرت على(علیه السلام) که فرمود: «انت منّى بمنزلة هارون من موسى الاّ انّه لانبىّ بعدى». یا حدیث «من کنت مولاه فعلىّ مولاه». این قسم از نصّ را اصحاب ما نصّ خفى مى دانند».(4)

از این بیان استفاده مى شود که مقصود سید مرتضى(رحمه الله) از نصّ خفى، تشکیک در دلالت حدیث غدیر بر امامت حضرت على(علیه السلام) نبوده است.

به تعبیر دیگر: مقصود سید مرتضى(رحمه الله) از این عبارت، آن است که علم به نصّ بر امامت حضرت على(علیه السلام) و خلافت او از جانب پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى ما با استدلال حاصل مى شود، گرچه براى مخاطبان عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، برخى از این نصوص بدیهى و ضرورى بوده است.

ثانیاً: سید مرتضى(رحمه الله) بحث مفصّلى - حدود 66 صفحه - درباره صحّت سند و دلالت حدیث غدیر بر وصایت و امامت حضرت على(علیه السلام) داشته است، حال با وجود این چگونه مى توان نسبت تشکیک در حدیث را به او داد(5).(6)

 

1 ـ شافى، ج 2، ص 128.

2 ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، ج 1، ص 12.

3 ـ تاریخ طبرى، ج 2، ص 321; مسند احمد، ج 1، ص 111; مستدرک حاکم، ج 3، ص 132.

4 ـ شافى، ج 2، ص 67 و 68.

5 ـ شافى، ص 260و261.

6 ـ على اصغر رضوانى، امام شناسى و پاسخ به شبهات (2)، ص 50.

کمپین رهروان غدیر